السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1171
تعليقات نقض ( فارسى )
و كوشش مىكرد تا بر قزوين نيز مسلّط شود زيرا صاحب قدرتى در آن حوالى نبود و از هر طرف به قزوين تاخت و تاز مىشد . اهالى قزوين نزد كوتوال قلعهء فاليس آمدند و به او گفتند : « مال وجوهات « 1 » قزوين را به شما مىدهيم تا ما را در مقابل دشمنان محافظت كنيد . » سيّد فخر الدين سوار شد و بدانجا رفت و چند تن براى ضبط امور آنجا بگذاشت و اهالى آنجا را بسپهسالار و كوتوال قلعهء فاليس سپرد . در اين وقت متغلّبان به قزوين درآمدند . نمايندگان سيّد فخر الدين پيش ايشان نتوانستند ايستاد ، به طالقان آمدند و ما جرى بگفتند . پائيز سال بعد سيّد فخر الدين به قزوين لشكر كشيد و آنجا را بگرفت و دوباره به طالقان بازگشت و تا واقعهء ماهانه سر ( سال 794 ) ملك طالقان در دست او بود « 2 » . ملك كيومرث استندار ( 807 - 857 ) پس از بازگشت از شيراز و تسخير قلعهء نور ، با الياس خواجه كه از امراى شاهرخ بود به مخالفت برخاست و پس از جنگى او را شكست داد امير فيروزشاه به كمك الياس خواجه آمد ولى ملك كيومرث تحف و هدايائى براى شاهرخ فرستاد و عذر خواست . « 3 » ملك كيرمرت با سادات گيلان و مازندران نيز مخالفت مىكرد . سيّد محمّد بن سيد مهدى حاكم گيلان با سادات مازندران و الياس خواجه متّحد شدند و در ولايت طالقان در تيركوه ( شايد : شيركوه ) جنگ كردند كار به جائى نرسيد . بار ديگر سيّد محمّد از راه دريابار و سيّد مرتضى با لشكر مازندران والياس خواجه از راه رى به رستمدار آمدند و ملك كيومرث را شكست دادند . ملك كيومرث نزد شاهرخ رفت و فرمانى براى تسلط و تسخير اين نواحى بگرفت و بازگشت . در اين وقت سيّد محمّد را با بنى اعمام مخالفت افتاد قلاع پشتكوه را به ملك كيومرث دادند ولى قلعهء فاليس و طالقان را در اختيار خود نگاه داشتند « 4 » . در سال 832 ملك حسين كياسپه سالار محمّد بن نوپاشا را با لشكركوه و گيلان
--> ( 1 ) - در اصل « مال وجهات » و قياسا تصحيح شد . ( 2 ) - تاريخ طبرستان و رويان و مازندران مير ظهير الدين ص 91 و تاريخ گيلان و ديلمستان همين مؤلف ص 156 . ( 3 ) - تاريخ طبرستان و رويان و مازندران مير ظهير الدين چاپ تهران ص 290 . ( 4 ) - تاريخ طبرستان و رويان و مازندران مير ظهير الدين ص 91 تاريخ گيلان و ديلمستان هيمن مؤلف ص 156 .